بلاگ اینورس
  • خانه
  • مقالات
    • گرافیک دیزاین

      روز جهانی آرتیست از اینورس یک میلیون تومن…

  • اخبار
  • بوت‌کمپ
  • وبسایت مدرسه اینورس

نسل Z و فصل جدید بازار هنر آنلاین 

فرانکفورت پایتخت جهانی طراحی ۲۰۲۶ شد

تیزر تبلیغاتی پورشه به‌مناسبت کریسمس ۲۰۲۶

مقالات

چی باعث می‌شه بازی Silksong منحصربه‌فرد باشه؟

بوسیله اینورس ۲۵ شهریور ۱۴۰۴
نوشته شده توسط اینورس ۲۵ شهریور ۱۴۰۴
بازی Silksong

بازی Silksong یکی از عجیب‌ترین پدیده‌های دنیای بازی‌های مستقل به‌حساب میاد.
تاریخ انتشار این بازی سال‌ها نامشخص موند و تیم سازنده‌ش فقط سه نفر داشت. با این حال، نتیجه این شد که بازی در روز لانچ (۴ سپتامبر ۲۰۲۵) روی استیم بیش از ۵۸۷ هزار بازیکن هم‌زمان داشت و در چند روز اول بیش از ۵ میلیون نفر  (بین فروش مستقیم و Game Pass) امتحانش کردن. تو این مقاله بررسی می‌کنیم که چطور تیم کوچکی مثل Team Cherry تونست با اون‌چه که می‌شه بهش گفت «بازاریابی بی‌سروصدا» یکی از پر سر و صدا‌ترین لانچ‌های مستقل رو رقم بزنه.

از DLC تا بازی مستقل

اولش قرار نبود Silksong یه بازی مستقل باشه. ایده‌ی اولیه فقط یه DLC برای Hollow Knight بود که با محوریت کاراکتر فرعی Hornet ساخته شده. اما تفاوت‌های این کاراکتر (چابکی بیشتر، توانایی حرف‌زدن، مبارزه‌های چندلایه‌تر) باعث شد تمام سیستم‌های بازی، از مکانیک‌های مبارزه تا طراحی مراحل، نیاز به بازطراحی داشته باشن.

در نتیجه، Team Cherry تصمیم گرفت پروژه رو به یک بازی مستقل تبدیل کنه. این خودش نقطه شروع یه بازاریابی عجیب بود. روایت محصول خودش تبدیل به مهم‌ترین ابزار بازاریابی شد. بازی Silksong از همون اول قصه‌ای داشت که از درون توسعه بیرون اومده بود.

این بازی رو طرفداراش زنده نگه داشتن

وقتی بازی برای چند سال پشت سر هم تأخیر خورد و خبری از تاریخ انتشار هم نبود، انتظار این بود که هوادارها کم‌کم خسته یا ناامید بشن و برن سراغ بازی‌های دیگه. اما برعکس، چیزی که اتفاق افتاد یه پدیده‌ی واقعا نادر توی صنعت گیمه. طرفدارها خودشون شروع کردن به ساختن روایت موازی.

فقط توی سایت (AO3)، تا تابستون ۲۰۲۴ بیش از ۳,۲۰۰ فن‌فیکشن مرتبط با دنیای Hollow Knight و Silksong نوشته شده. توی دیسکوردها، ردیت، توییتر و حتی پلتفرم‌هایی مثل DeviantArt، هزاران فن‌آرت و کمیک منتشر شد. کار به جایی رسید که طراحی‌های هواداری برای کاراکتر Hornet به‌قدری گسترده شد که خیلی‌ها اون‌ها رو با طراحی رسمی بازی اشتباه می‌گرفتن. ویدیوهای YouTube پر شدن از تحلیل‌ها، فرضیه‌ها، «Lore Theory»ها و حتی پروژه‌های fangame. یه کانال یوتیوب با ۳۵۰ هزار دنبال‌کننده، فقط با بازسازی محیط‌های احتمالی Silksong بر اساس تریلرهای قبلی، نزدیک به ۶ میلیون بازدید گرفت.

الگوریتم‌ها هم همراهی کردن

به جای اینکه تیم Cherry مجبور بشه مدام مخاطبش رو به‌زور با تریلرهای جدید گرم نگه داره، خود جامعه تبدیل به خط تولید دائمی توجه شد. روایت از کنترل تیم توسعه خارج شد و وارد دستان جامعه‌ای شد که انگیزه‌ش نه پول بود، نه پرستیژ؛ فقط علاقه و اشتیاق!
جامعه‌ی فعال، به‌تنهایی کاری می‌کنه که الگوریتم‌های پلتفرم‌هایی مثل Reddit و YouTube محتوا رو بیشتر به بقیه کاربرها برسونن؛ بدون اینکه نیازی به تبلیغ باشه. این خودش یعنی organic discoverability بدون حتی یک دلار تبلیغات.

برای مثال، عبارت «Silksong theories» توی Google Trends بین سال‌های ۲۰۲۰ تا ۲۰۲۳، درست بعد از انتشار حتی یک جزئیات کوچک مثل یک اسکرین‌شات جدید یا یک اشاره‌ی نامشخص در رویدادهای گیم بارها اوج گرفت.

افشای قطره‌ای با ضربه بالا (High-Impact Micro Reveal)

تابستون ۲۰۱۹، حدود ۴ ماه بعد از اینکه Team Cherry اعلام کرد پروژه DLC به یه بازی مستقل تبدیل شده، تصمیم گرفتن اولین نگاه واقعی به گیم‌پلی رو منتشر کنن. بدون مراسم رسمی، بدون کنفرانس فقط یک ویدیو ۱۲ دقیقه‌ای از محیط بازی، موزیکش و معرفی چندتا از مکانیک‌های جدید مثل Silken Thread و سیستم مبارزه‌ی متفاوت‌تر Hornet منتشر شد.

و خب، فکر می‌کنید واکنش چی بود؟

لیست انتظار Steam در عرض ۲۴ ساعت از حدود ۲۰۰ هزار رسید به ۸۷۰ هزار نفر.
اگه این عدد براتون قابل‌تصور نیست، فقط بدونید که این میزان رشد در بازه‌ای کمتر از یک روز برای یه بازی مستقل بی‌سابقه‌ست.

همون ویدیو ظرف ۷۲ ساعت، بیشتر از ۳ میلیون بار دیده شد.
و این فقط عدد خام بازدیده! مهم‌تر از اون، چیزی بود که بعدش اتفاق افتاد:

Reddit و Discord پر شدن از تحلیل تک‌تک فریم‌های ویدیو. از رنگ‌آمیزی جدید محیط‌ها تا انیمیشن پرش هورنت و حتی حدس درباره‌ی ساختار bossها.

طرفدارها شروع کردن به بازسازی محیط‌ها در بازی‌های دیگه (مثل Mario Maker یا Minecraft) و باهاش چالش ساختن. حتی یه گروه به اسم Team Silken توی Dreams (پلتفرم ساخت بازی PS4) شروع کرد به بازآفرینی سکانس‌های ویدیو توی انجین خودشون.

بیاید یه مثال قابل‌مقایسه از صنعت براتون بزنیم:
استودیو FromSoftware برای Elden Ring، یه استراتژی نسبتاً مشابه داشت: بی‌خبری و سکوت طولانی، بعد یه ویدیوی کامل گیم‌پلی. اما اونجا یه تیم تبلیغاتی عظیمی پشت ماجرا بود. در حالی که Team Cherry، فقط با سه نفر، تونست همون سطح تاثیر رو تو مقیاس مستقل بسازه.

همچنین بخوانید: گزارش رویداد Gamescom 2022

موسیقی به‌عنوان ابزار بازاریابی

Christopher Larkin کسیه که برای نسخه اول Hollow Knight هم موسیقی ساخت؛ موسیقی‌ای که بعدها به‌عنوان یکی از ستون‌های هویتی اون بازی شناخته شد. اما توی Silksong، اوضاع یه قدم فراتر رفت.

از سال ۲۰۱۹ به بعد، لارکین به‌جای صبر کردن برای انتشار کامل بازی، شروع کرد به رها کردن تدریجی ترک‌های موسیقی؛ بعضی‌ها رسمی، بعضی‌ها غیررسمی و بعضی‌ها حتی به‌صورت اجرای زنده یا لایو استریم.

ترک‌های منتشرشده:

  • Lace’s Theme
  • Deep Docks
  • Bonebottom
  • و چند قطعه بی‌نام که فقط از طریق اجراهای زنده پخش شدن

حتی یه کنسرت زنده موسیقی Hollow Knight در سال ۲۰۲۳، برای لحظاتی قطعه‌هایی رو اجرا کرد که هرگز توی نسخه اول نبودن و طرفدارها حدس زدن اینا مال Silksong‌ان.

این انتشار تدریجی موسیقی چه نتیجه‌ای داشت؟

بیش از ۴۰ میلیون بار شنیده شدن قطعه‌ها روی Spotify
تازه، اگر پلتفرم‌هایی مثل YouTube، Apple Music و SoundCloud رو حساب کنیم، عدد خیلی بیشتر از این حرفاست.

صدها ویدیو در YouTube که فقط تحلیل موسیقی بودن
کانال‌هایی مثل ۸BitMusicTheory و GameScoreFanfare تحلیل کردن که چرا Lace’s Theme از لحاظ مدولاسیون و فضاسازی، حس درگیری روانی رو حتی بدون تصویر منتقل می‌کنه.

تولید دوباره‌ی آهنگ‌ها توسط جامعه
Remixهایی در سبک lo-fi، ارکسترال، یا حتی jazz از ترک‌های رسمی ساخته شد و بعضی از این نسخه‌ها میلیون‌ها بار شنیده شدن.

تبدیل موسیقی به حافظه‌ی عاطفی
این نکته رو دست‌کم نگیرید. وقتی یه ترک بارها شنیده می‌شه، حتی قبل از تجربه‌ی بازی، توی ذهن مخاطب تبدیل به یه حس آشنا می‌شه. این یعنی وقتی بازی منتشر بشه، پلیر حس می‌کنه وارد دنیایی می‌شه که قبلا یه‌جوری تجربه‌ش کرده و بهش احساس تعلق داره.

اسپویلری به‌نام موزیک!

قطعه‌هایی که منتشر شدن، خیلی وقتا اشاره‌های موزیکال (motif) به روایت بازی دارن:

  • مثلا ترکیب سازهای زهی کلاسیک با پچ‌های سینتی سایزر به‌شدت فضای بینابینی میون دنیای باستانی و مدرن رو القا می‌کرد.
  • یا استفاده از سازهایی مثل سنتور یا فلوت بامبو باعث شد طرفدارها حدس بزنن بعضی از لوکیشن‌های جدید بازی تحت‌تاثیر فرهنگ آسیای شرقی‌ان.
  • ترک “Bonebottom” به‌خاطر فواصل خاص ملودیش، بارها به‌عنوان نشونه‌ای از ورود به بخش‌های زیرزمینی مرموز بازی تحلیل شد.

ویژوال و انیمیشن در بازی Silksong

سبک بصری

تیم Cherry از موتور Unity برای ساخت Silksong استفاده کرده، اما ترجیح داده تمام اسپرایت‌ها و پس‌زمینه‌ها رو، مثل قبل، با دست طراحی کنه. تک‌تک عناصر بصری بازی رو – از دیوارها گرفته تا گیاه‌ها و موجودات کوچیک – با دقت زیاد و ترکیب رنگ‌های حساب‌شده کنار هم قرار دادن و حالا فضایی ساختن که از همون لحظه‌ی ورود، زنده بودنش رو حس می‌کنیم.

چیدمان پس‌زمینه‌ها (background layers) از تکنیک parallax استفاده می‌کنه؛ یعنی وقتی Hornet حرکت می‌کنه، لایه‌های پس‌زمینه با سرعت متفاوت حرکت می‌کنن که حس عمق و مقیاس رو زیاد می‌کنه. این کار باعث میشه دنیای Pharloom علاوه بر حس پهنا این حس رو ایجاد می‌کنه که فضاها «بالا و پایین» هم دارن، نه فقط چپ و راست.

رنگ‌ها در مقایسه با نسخه اولیه‌ی دموی بازی Silksong روشن‌تر و متنوع‌تر شدن. بعضی از طرفدارها و منتقدها می‌گن تیم Cherry عمداً پالت رنگی کدر و کهنه‌ی نسخه‌های قبل رو کنار گذاشته و حالا تو طراحی جدید، سراغ رنگ‌های غنی‌تر، نورپردازی نرم‌تر و تضاد نوری بیشتر بین سایه و روشنایی رفته.

انیمیشن Hornet و تعامل با محیط

Hornet حرکت‌های acrobatic بیشتری نسبت به شخصیت اصلی Hollow Knight داره. سرعت بالا در حرکت‌های عمودی، پرش‌ها و ابزارها با انیمیشن‌هایی تفکیک‌شدن که واکنش‌پذیری بالایی دارن. برای مثال، انیمیشن پرش، برخورد به موانع، فرود اومدن روی لبه‌ها، همه با فیزیک بصری دقیق و جزئیات حرکتی نسبت به نور و سایه طراحی شده‌ان.

ابزارها و اشیاء محیطی به حرکات Hornet واکنش نشون میدن. مثلا وقتی Hornet از برخی ابزارها استفاده می‌کنه، تکون‌های کوچک محیطی (اشیاء معلق، گیاهان، موتیف‌های پس زمینه) هم حرکت می‌کنن یا سایه‌ها تغییر می‌کنن. انیمیشن‌های دشمنا و باس‌ها هم از طرف دیگه، نسبت به Hollow Knight هم از لحاظ تعداد حرکات و ورودی‌های متنوع در هر باس، هم در رفتار بصری‌شون تغییر کردن. این واکنش‌های محیطی باعث میشه بازیکن حس کنه که دنیای این بازی زنده‌ست و نفس می‌کشه.

طراحی مراحل و حس بصری Pharloom

مراحل بازی Silksong در Pharloom تم‌های متفاوتی داره: مناطق زیرزمینی، گیاهان معلق، سایدهایی که نور طبیعی محدود دارند، مناطقی با مه و ذرات شناور در هوا و…
این ذرات شناور و مه بصری، همراه با صدای باد و موسیقی پس‌زمینه، حس رمزآلودی ایجاد می‌کنن. زمانی که Hornet وارد محیط جدیدی می‌شه، نورپردازی به صورت خودکار به تغییر وضعیت واکنش می‌ده؛ مثل بخش‌هایی که نور از شکاف‌ها می‌تابه یا از لبه‌های پنجره‌ها و معابر عبور می‌کنه. این نورپردازی پویا کمک می‌کنه بخش‌های تاریک محیط «ترسناک‌تر» به نظر برسن ولی نه به‌شدت آزاردهنده، بلکه به‌صورت تدریجی و حس‌آفرین.

بافت‌ها (textures) و جزئیات پس‌زمینه مثل خاک، سنگ، گیاه، ریشه‌ها، قارچ‌ها و اشیاء کوچک محیطی دقیقا جوری طراحی شدن تا وقتی نزدیک‌شون می‌شیم، بتونیم جزئیات‌شون رو ببینیم و وقتی دور می‌شیم، ترکیب‌شون با رنگ و نور محیط باعث میشه تصویر کلی‌ زیبا باقی بمونه. 

دوئل‌هایی که شخصیت دارن

برخلاف بسیاری از بازی‌ها که باس‌فایت‌ها صرفا مانعی برای عبور یا تستی برای مهارت‌های مکانیکی هستن، توی بازی Silksong هر باس یه روایت، یه هویت منحصربه‌فرد و یه فلسفه‌ طراحی مخصوص به خودش داره.

۱. افزایش تنوع الگوریتم‌ها

تو بازی Silksong، طبق صحبت‌های تیم توسعه، هر باس حداقل ۱۵ حالت حمله (attack patterns) داره.
این یعنی هر بار مبارزه می‌تونه کمی متفاوت باشه. این الگوها به‌صورت پویا بسته به موقعیت توی آرنا، سطح سلامت هورنت، یا حتی ری‌اکشن بازیکن تغییر می‌کنن.

مثلا:

  • اگه زیاد پریدیم، باس به سمت ضدحرکت‌های هوایی می‌ره.
  • اگه بیشتر dash کردیم، باس سعی می‌کنه فاصله‌مون رو پیش‌بینی و فضا رو محدود کنه.
  • باس‌فایت‌ها بیشتر حس «دوئل» دارن تا «پازل». انگار که هوش مصنوعی حریفمون واقعا یاد گرفته که ما کی هستیم و سبک بازیمون چطوره.

هویت روایی باس‌ها

تو Hollow Knight، بعضی باس‌ها مثل Hornet یا The Hollow Knight نقش کلیدی تو داستان داشتن. تو Silksong این اتفاق حتی بیشتر از بازی قبلیه:
هر باس، یه اتفاق مهم رو روایت می‌کنه. یه خاطره، یه تهدید، یا یه تصمیم از گذشته‌ی هورنت.

مثلا تو دموی منتشرشده، یکی از باس‌ها موجودی زنگ‌زده با زره شکسته‌ست که با زجر حرکت می‌کنه. تو دیتای لور بازی، اشاره شده که این موجود قبلا نگهبان یه فرقه‌ی مذهبی تو Pharloom بوده. این‌جوری متوجه می‌شیم که این حریف نماینده‌ی یه عصر یا عقیده‌ست.

این یعنی، حتی اگه باس ما رو شکست بده، ممکنه چیزی بهمون یاد بده.

ریتم مبارزه و طراحی آرناها

Silksong از ریتم مبارزه‌ی غیرخطی استفاده می‌کنه.
باس‌ها بین فازها رفتار کاملا متفاوتی دارن. ممکنه فاز اول خیلی کند و مکانیکی باشه، ولی در فاز دوم به‌شدت روانی و غیرقابل‌پیش‌بینی بشن. این تغییر ریتم باعث می‌شه بازیکن هر لحظه درگیر باشه و حس نکنه که یه الگوریتم تکراری رو داره تکرار می‌کنه.

در کنارش، طراحی آرناها هم ساده نیست:

  • بعضی باس‌ها توی آرناهای چندطبقه میان.
  • بعضی توی فضاهای بسته و خفه.
  • بعضی‌ها در فضایی عمودی و مدام در حال سقوط یا پرش.

هر آرنا با باسش تطبیق داره و یه استراتژی جدید می‌طلبه.

هم‌صدا با خشم یا اندوه دشمن

Christopher Larkin تو مصاحبه‌ای اشاره کرده بود که برای بعضی باس‌ها، از صداهای طبیعی ضبط‌شده تو غارهای واقعی استفاده کرده تا حس اکوی مرگ یا اندوه منتقل بشه.
و اگه دقت کرده باشید، باس‌ها معمولاً صداهایی نیمه‌انسانی دارن؛ نه کاملا حیوانی‌ان، نه کاملا آدم، انگار موجودی بینابینی هستن. این تداخل، خودش حس ناآرومی، تشویش و تنش ایجاد می‌کنه.

از طرفی، انیمیشن باس‌ها هم بسیار واکنشی‌تره.
وقتی ضربه می‌زنن، بدنه‌شون کش میاد. وقتی زخمی می‌شن، بعضیاشون عقب‌نشینی می‌کنن، یا یه واکنش احساسی از خودشون نشون می‌دن. این‌ها همه تلاشی بوده برای «شخصیت‌دار کردن دشمن».

جمع‌بندی

بازی Silksong داره سیستم باس‌فایت رو از یه تجربه چالشی، به یه ابزار روایت تبدیل می‌کنه. باس‌ها نه‌تنها زیبا و قدرتمند طراحی شدن، بلکه زنده‌ان! فکر می‌کنن، صدا دارن و خاطره دارن.

حتی اگه هیچ‌وقت قرار نباشه Silksong رو بازی کنید، چیزی که این پروژه بهتون نشون می‌ده، فراتر از گیم‌دیزاینه. اینکه چطور یه تیم کوچیک، با وسواس روی جزئیات، خلاقیت در لو دادن اطلاعات و اعتماد به قدرت جامعه، می‌تونه کاری کنه که بدون بودجه تبلیغاتی، تو لیست موردانتظارترین بازی‌های مستقل تاریخ جا بگیره واقعا دیدنیه.

و اگه جزو اون آدم‌هایی هستید که همیشه دلشون می‌خواسته نقش ساختن یه دنیای بازی‌گونه رو خودشون تجربه کنن – چه تو طراحی شخصیت، چه ساخت مکانیک، یا حتی تولید یه بازی مستقل از صفر – خوبه بدونید با ابزار درست و راهنمای مسیر، شما هم می‌تونید این راه رو شروع کنید و تا تهش هم برید.

مدرسه اینورس توی سال‌های گذشته تلاش کرده تا دقیقا همین ابزارها و منابع رو به آدم‌هایی بده که مثل تیم چری، بلندپروازن؛ حتی اگه شروعشون از یه لپ‌تاپه تو اتاق خواب خودشون باشه.
ما در عناوین دوره‌ها و مسیرهای آموزشیمون برای هرکسی که می‌خواد وارد دنیای دیزاین بازی، موشن، تولید محتوای دیجیتال یا حتی برنامه‌نویسی خلاق بشه، دوره‌هایی طراحی کردیم که تمرکزشون روی تمرین‌های واقعی و تکنیک‌های به‌روز بازاره. این دوره‌ها قدم‌به‌قدم نشون می‌دن چطور می‌تونید مسیر ساختن رو شروع کنید و ادامه بدید.

انتخاب دوره‌ها و ثبت‌نام

۰ نظر
0
TwitterWhatsappTelegramEmail

Related Posts

نسل Z و فصل جدید بازار هنر آنلاین 

۱۵ دی ۱۴۰۴

فرانکفورت پایتخت جهانی طراحی ۲۰۲۶ شد

۱۳ دی ۱۴۰۴

تیزر تبلیغاتی پورشه به‌مناسبت کریسمس ۲۰۲۶

۷ دی ۱۴۰۴

اتاق آینه اینورس و طراحی یک تجربه آموزشی

۲ دی ۱۴۰۴

رویداد تجربه‌ی ساخت حجم با دست (Paper Art)...

۱ دی ۱۴۰۴

رویداد طراحی ساختاری کاراکتر در مدرسه اینورس با...

۱ دی ۱۴۰۴

رویداد هنر طراحی پوستر تئاتر در مدرسه اینورس...

۱ دی ۱۴۰۴

رویداد بررسی انیمیشن نیم‌مثقال زعفران در مدرسه اینورس...

۱ دی ۱۴۰۴

دعوت به نگاهی دوباره، برای هفدهمین سالگرد اینورس

۱ آذر ۱۴۰۴

نگاهی به جزئیات دیزاین فیلم فرانکنشتاین دل تورو

۲۸ آبان ۱۴۰۴

نظر خود را ثبت کنید Cancel Reply

Save my name, email, and website in this browser for the next time I comment.

آخرین مطالب

  • نسل Z و فصل جدید بازار هنر آنلاین 

    ۱۵ دی ۱۴۰۴
  • فرانکفورت پایتخت جهانی طراحی ۲۰۲۶ شد

    ۱۳ دی ۱۴۰۴
  • تیزر تبلیغاتی پورشه به‌مناسبت کریسمس ۲۰۲۶

    ۷ دی ۱۴۰۴
  • اتاق آینه اینورس و طراحی یک تجربه آموزشی

    ۲ دی ۱۴۰۴
  • رویداد تجربه‌ی ساخت حجم با دست (Paper Art) در مدرسه اینورس با رکسانا عسکری

    ۱ دی ۱۴۰۴

شبکه‌های اجتماعی اینورس

Facebook Twitter Instagram Pinterest Linkedin Youtube Telegram
  • Facebook
  • Twitter
  • Instagram
  • Linkedin
  • Youtube
  • Telegram
بلاگ اینورس
  • خانه
  • مقالات
    • گرافیک دیزاین

      روز جهانی آرتیست از اینورس یک میلیون تومن…

  • اخبار
  • بوت‌کمپ
  • وبسایت مدرسه اینورس