یکشنبه گذشته، آخرین شماره ماهانه New York Times for Kids منتشر شد؛ پایان یک مسیر هشتساله که طی اون نزدیک به ۱۰۰ شماره از این رسانه خلاق به چاپ رسید. این در حالیه که نیویورک تایمز سال گذشته ۴۵۵ میلیون دلار سود خالص داشته، اما ظاهرا این رقم کافی نبوده تا بخش برنده جوایز متعدد کودکانش رو زنده نگه داره.
داستان شکلگیری یک رسانه متفاوت
سال ۲۰۱۶، کیتلین روپر (Caitlin Roper) تو موقعیت جالبی قرار گرفت. روبروی یک منتقد سرسخت نشسته بود که به برنامهریزیهاش برای بخش کودکان نیویورک تایمز گوش میداد. این منتقد اما یه سردبیر کهنهکار نبود؛ پسر ۱۳ ساله یکی از همکارانش بود. بعد از شنیدن کل برنامه از روپر، منتقد با جدیت بهش گفت: «باید یه داستان درباره اسلایم داشته باشید.»
روپر میدونست حق با دوست کوچکشه. اسلایم همون زمان داشت تبدیل به یک پدیده جهانی میشد و این پسر نوجوون اولین مقالهش رو برای تایمز در مورد همین موضوع نوشت. این دقیقا همون رویکرد و فلسفهای بود که روپر و همکارش دبورا بیشاپ (Deborah Bishop) میپسندیدن. این تیم آرزو و امید داشت که تو هر شماره صدای بچهها رو برسونه. برای همین، وقتی مقالهای دربارهی سیل مینوشتن، خودشون سراغ کودکانی میرفتن که سیل به اونها آسیب زده بود و باهاشون مصاحبه میکردن، و تو موضوعات علمی هم نظر خود بچهها رو وارد متن میکردن.
روپر که قبلا در مجله Wired کار میکرد و بیشاپ که سابقه کار در Martha Stewart Magazine رو داشت، خوب میدونستن نشریات کودک با چه مشکلاتی دست و پنجه نرم میکنن. اکثر این مجلات در واقع برای والدین طراحی میشن، نه بچهها. در نهایت هم یا تبدیل میشدن به پروژههای هنری سطحی بدون محتوای عمیق، یا اینقدر آموزشی و خشک میشدن که میشد اونا رو توهینی به فهم و تخیل و تصور بینظیر بچهها در نظر گرفت.

طراحی متفاوت برای مخاطبان کوچک
بیشاپ توضیح میده که برخلاف مجلات معمول کودک که پر از عکسهای رنگارنگ و گرافیکهای ستارهای هستن، اونها میخواستن چیزی متفاوت خلق کنن. جیک سیلورستاین، سردبیر مجله نیویورک تایمز، بهشون گفته بود: «این نه یک مجلهست، نه یک روزنامه. یه جایی دقیقا وسط این دو رو هدف بگیرید.»
این آزادی عمل باعث شد تیم بتونه دست به خلاقیت بزنه. صفحه اول هر شماره یک تصویرسازی به اندازه یک پوستر قرار میگرفت. برای مثال، در یکی از شمارههای ویژه درباره آناتومی بدن، یک برگه هشتپنلی تاشو قرار داشت که بچهها میتونستن بازش کنن و مدل آناتومیک بزرگی رو روی دیوار اتاقشون نصب کنن.
لوگوی کلاسیک بخش کودکان نیویورک تایمز هم برای هر شماره و هر بار با خلاقیت طراحی میشد. گاهی همهجاش پاپکورن داشت، گاهی چسب مایع ازش چکه میکرد. کلمات “for kids”/«برای بچهها» هم با شیطنت و بازیگوشی، گاهی تو دست یه اختاپوس و گاهی شناور در هوا ظاهر میشدن. برای خیلی از مخاطبها، این دیزاینها یادآور مجله MAD و کارتهای قدیمی هیولا بود.
همچنین بخوانید: گزارش ۲۰۲۵ مسابقه طراحی جلد کتاب نشر پنگوئن
رسانهای که بچهها رو جدی میگرفت
یکی از شمارههای جالب این رسانه، نبرد گربهها و سگها بود. یک طرف روزنامه، جلد و مطالب گربهای داشت و اگر برعکسش میکردید، جلد و مطالب سگی. داستانهای علمی از دو طرف شروع میشدن و وسط روزنامه به هم میرسیدن، انگار که واقعا سگ و گربههایی داریم که دارن دعوا میکنن.
با وجود ظاهر شاد و پر از حیوانات (و با این آگاهی که بچهها تا چه حد عاشق حیوانات هستن)، روزنامهنگاران حرفهای نیویورک تایمز همچنان برای بچهها موضوعات جدی مثل بلاکچین و حمله ۶ ژانویه به کنگره آمریکا رو توضیح میدادن و حتی با دو کودک مصاحبه کردن که از تیراندازی مدرسه زنده بیرون اومده بودن. ترکیب این محتوای بصری شاد و بامزه با خبرهای جدی، چیزی بود که بخش کودکان نیویورک تایمز رو منحصر به فرد میکرد.
چرا نیویورک تایمز بخش کودکان رو تعطیل کرد؟
پاسخ رسمی نیویورک تایمز ساده و مختصر بود: «اولویتهای جدیدی داریم که مجبورمون میکنه تصمیمات سختی درباره تخصیص منابع بگیریم.»
اما واقعیت پیچیدهتره. تیم بخش کودکان که در طول سالها از حدود ۱۲ نفر به نصف کاهش پیدا کرده بود، تنها یک ماه قبل از توقف از این تصمیم مطلع شدن. منابع داخلی میگن این تغییر بخشی از استراتژی بزرگتر برای سرمایهگذاری روی حضور دیجیتال مجله نیویورک تایمزه. تایمز مدعیه که «فرصتهای دیگهای برای خدمت به مخاطبان جوانتر در آینده» رو دنبال خواهد کرد، اما در نقطه فعلی مشخص نیست که این فرصتها دقیقا چی هستن.
نکته تلخ اینجاست که این تصمیم درست در زمانی اتفاق افتاد که والدین بیش از هر زمان دیگهای به دنبال راههایی برای کاهش وابستگی فرزندانشون به صفحات دیجیتال هستن. در دورانی که PBS (یه سازمان پخش عمومی و غیرانتفاعیه که از دههی ۱۹۷۰ شناخته میشه و همیشه به خاطر برنامههای آموزشی و فرهنگی مخصوص کودکان معروف بوده) بودجهش رو کم میکنه و بچهها بیشتر وقتشون رو تو شبکههای اجتماعی میگذرونن، حذف یک منبع معتبر و باکیفیت برای محتوای کودک ضربه بزرگی وارد میکنه.
تلاشهای ناکام برای گسترش
طی این هشت سال، تایمز راههای مختلفی رو برای توسعه بخش کودکانش امتحان کرد. آیا میشد اشتراک مستقیم به مدارس فروخت؟ تیم بخش کودکان نیویورک تایمز حدود دو سال روی ساخت اپلیکیشن اختصاصی New York Times for Kids کار کرد. تیم تایمز پیشتر هم اپهای مشابه Cooking و Games رو معرفی کرده بود و مخاطبها استقبال خوبی ازشون کردن این اپ قرار بود فعالیتهای هفتگی و آموزشهای مرحله به مرحله برای خانوادهها ارائه بده.
اما این پروژه هم متوقف شد. تایمز ترجیح داد منابعش رو روی پروژههای دیگه متمرکز کنه. یه صفحه اینستاگرام موفق راهاندازی شد، اما هرگز حمایت کامل سازمانی برای تبدیل این محصول محبوب به یه بخش سودآور یا حداقل خودکفا دریافت نکرد.

بحران گستردهتر رسانههای کودک
توقف بخش کودکان نیویورک تایمز در بستر بحران وسیعتر صنعت رسانه اتفاق میافته.از سال ۲۰۰۲ تا حالا، شرکتهای تکنولوژی با کشوندن توجه عمومی به سمت خودشون و گیمیفیکیشن تعامل، باعث شدن ۷۵ درصد از روزنامهنگاران محلی در آمریکا شغلشونو از دست بدن و حقیقت و آگاهیسازی قربانی بشه.
در این محیط، فقط غولهای رسانهای مثل نیویورک تایمز زنده موندن؛ شرکتهایی که درآمد اشتراکی رو به رشدی دارن و میتونن طوفانهای الگوریتمی رو تحمل کنن. اما حتی این غولها هم ظاهرا حاضر نیستن در پروژههایی که ممکنه سود فوری نداشته باشن اما ارزش فرهنگی بالایی دارن، سرمایهگذاری کنن.
سرمایهای که نباید از دست بره
مارک ویلسون، نویسنده Fast Company که خودش پدر دو کودکه، مینویسه: «بازار برای بخش کودکان نیویورک تایمز وجود داشت و وجود داره. من به عنوان پدری که سعی میکنه بچههاش رو نسبت به جهانی فراتر از صفحهنمایشها علاقهمند نگه داره، این رو میگم. فقط به نظر میرسه پیگیری این بازار برای یک شرکت سهامی عام بسیار سودآور، ارزش زحمتش رو نداشت.»
بچه وقتی کتاب، روزنامه یا مجلهی کاغذی رو لمس میکنه، همزمان چند حس رو به کار میگیره؛ لمس، بینایی، حتی بوی کاغذ. این تجربهی چندحسی باعث میشه یادگیری عمیقتر بشه.
در مقابل، توی تبلت یا موبایل همهچیز به «لمس یک سطح شیشهای» خلاصه میشه. این همسانسازی تجربه باعث میشه توجه کودک زودتر پرت بشه و عمق یادگیری پایین بیاد. علاوه بر این، رسانهی چاپی ذاتاً کندتره. کودک باید صفحه رو ورق بزنه، خط به خط بخونه یا به تصویر دقت کنه. این کندی خودش یه تمرین توجهه.
ولی توی اینستاگرام یا یوتیوب، محتوا به سرعت برق از جلو چشممون رد میشه. الگوریتم هم طوری طراحی شده که کودک هیچوقت «توقف» نکنه. در نتیجه ذهنش عادت میکنه به پرشهای پیدرپی. بخشهایی مثل New York Times for Kids یا حتی برنامههای PBS روی کاغذ و چاپ فیلترهای سختگیرانه داشتن. ویراستاری، طراحی، انتخاب موضوع و چینش و پرداخت محتوا با دقت بالایی انجام میشد. نتیجهاش میشد محتوای باکیفیت و قابل اعتماد.
وقتی کودک توی تیکتاک یا یوتیوب میچرخه، این پلتفرمها محتوای تصادفی جلوی چشمش میذارن؛ از ویدیوهای بامزهی حیوانات شروع میکنن و تا تبلیغات پنهان یا حتی اطلاعات غلط ادامه میدن. این اطلاعات برای همه مخاطبها یکسان طراحی میشه. کسی فیلتر نمیکنه که کودک ما محتوای نامناسب رو نبینه.
همچنین بخوانید: معرفی فصل چهار Love Death & Robots
میراث یک آزمایش موفق
چیزی که بخش کودکان نیویورک تایمز رو خاص میکرد، احترامش به هوش و تخیل خاص کودکان بود. این نشریه باور داشت بچهها میتونن با موضوعات پیچیده درگیر بشن، به شرطی که نویسندهها اون موضوعات رو با زبانی مناسب و متناسب با ویژگیهای بچهها ارائه بدن. تو شمارههای مختلف هم روزنامهنگارها داستانهای علمی، مسائل اجتماعی، هنر و تکنولوژی رو با نگاهی تازه و جذاب برای کودکان بازگو میکردن. چنین محتوایی شاید برای من و شما یادآور رسانههایی مثل «کیهان بچهها»، «سروش کودکان» و یا «دوچرخه» همشهری باشه.
نسبت کودکان با موضوعاتی مثل تکنولوژی و ابزارهای هوشمند، سالهاست که تبدیل به دغدغه و نگرانی والدین و کارشناسان حوزه کودک شده. دیگه جای انکار نمونده که هرآنچه که در طی سالهای متعدد بهعنوان سازوکار استاندارد پرورش و آموزش کودک میشد، حالا با تغییر پارادایم تکنولوژی، شکل جدیدی پیدا میکنه.
در این فضای جدید، با امکانات و ابعاد نامحدود، آیا باید برای حفظ ارتباط کودک با منابع سنتیتر تلاش کنیم؟ یا نه، آیا باید قواعد قدیمی رو کنار بذاریم و به روشهایی فکر کنیم که متعلق به دنیای همیشهدرحالتغییر و منحصربهفرد فردا باشه؟
پاسخ این سوال رو به شما میسپریم. اونچه که میدونیم، توانایی بینهایت کودکان در شکل دادن به واقعیتهایی نو و استثنائیه. امیدمون اینه که همه کودکان، در همه نقاط دنیا، به منابعی مناسب و استاندارد دسترسی داشته باشن و هرگز مجبور نشن از تخیل، شوق و کنجکاوی خالص و بینظیرشون دست بکشن.